درمان طبیعی، گیاهان دارویی، تغذیه سالم، سبک زندگی سالم

سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز

امروز بنا به سوالی که یکی از دوستان عزیزم در کامنتدونی مطرح کردن، می خوام یک مقدار درباره بوی بد دهان صحبت کنم. البته این مطلب خیلی کامل و جامع نیست اما میتونه در این زمینه فتح بابی برای عزیزانی که مهمون این خونه مجازی هستن باشه.

حتما همه مطلع هستید که بوی بد دهان دلایل مختلفی داره. در پرسش و پاسخی که در سایت احیای سلامت دیدم سه دلیل برای بوی بد دهان ذکر شده که من همراه با تجربیات شخصیمون اینجا مینویسم:

دلیل اول عفونت سینوسی هست. وقتی که سینوس عفونت حاد یا مزمن داره، میتونه باعث بوی بد دهان بشه. اگر بوی بد دهان بعد از بیدار شدن از خواب باشه، این نشانه وجود عفونت سینوسی یا سینوزیت هست. در طول خواب، مقداری از این عفونت به انتهای حلق میریزه و صبح بعد از بیدار شدن از خواب دهان بوی بد داره. برای برطرف کردن این مشکل، باید عفونت سینوس درمان بشه. قرقره با نمک دریا به طور مرتب و کشیدن آب نمک رقیق داخل بینی به طور مرتب تاثیر خیلی خوبی در درمان عفونتهای سینوسی داره. البته درمانهای دیگری هم برای سینوس چرکی هست که فعلا در اینجا توضیح نمیدم. فقط چون صحبت از درمان بوی بد دهان هست تاکید کنیم که بوی بد دهان صبحگاهی علتش عفونت سینوس هست و باید برای درمان بوی دهان، سینوزیت فرد درمان بشه.

دلیل دوم بوی بد دهان، عفونت و مشکل در لثه هست. این نوع بوی بد دهان همیشگی هست. پزشکان مدرن برای لثه های مشکل دار، اغلب جراحی لثه رو تجویز می کنند. دکتر روازاده برای درمان مشکلات لثه استفاده از پودر شویا به جای هر نوع خمیردندان رو توصیه میکند. پودر شویا رو میشه از عطاریهای احیای سلامت تهیه کرد اما اگر این عطاری ها در دسترس نبود میشه اون رو تو خونه تهیه کرد. تا جایی که من اطلاع دارم ترکیب پودر شویا از این قراره: نمک دریا، پودر پوست تخم مرغ طبیعی، کف دریا و جوش شیرین. کف دریا رو میشه از عطاری تهیه کرد. البته نسبت دقیق هرکدوم از این مواد رو در ترکیب پودر شویا نمیدونم ولی فکر میکنم نسبت نمک و پودر کف دریا در اون بیشتر و قاعدتا جوش شیرین کمتر هست. دندون رو میشه با پودر کف دریا به تنهایی و یا نمک دریا به تنهایی شست. شستن دندونها با کف دریا تازه تو خونه ما شروع شده. برادرم که اول شروع کرده خیلی راضیه و رو سفید شدن دندونش خیلی موثر بوده. برادرم میگه تو یکی از سخنرانیهای آقای روازاده شنیده که هرکس دندونهاش رو مرتب با کف دریا بشوره، به شرط اینکه سردی و داغی دندون رو رعایت کنه (با خوردن سرد و داغ کنار هم باعث ترک و آسیب دندون نشه)، من تعهد میکنم که تا زنده هست مشکل دندان پیدا نکنه. یکی از دوستانم هم که لثه عفونی داشت از پودر شویا استفاده کرده و میگه واقعا تو سبک شدن لثه خیلی موثره. میگفت دو سه بار اول خیلی از لثه خون میاد اما خیلی باعث سبکی لثه میشه. انگار که هرچی چرک تو لثه هست رو بیرون میریزه. مساله مهم اینه که پودر شویا گرچه به درمان لثه کمک میکنه اما نباید مستقیم روی لثه مالیده بشه. من این رو اولش نمیدونستم و باعث شد لثه هام اذیت بشه و پودر شویا رو کنار گذاشتم. مالیدن عسل مرغوب بر روی دندان و پر کردن حفره های دندان با عسل موقع خواب هم در بهبود وضعیت لثه خیلی مفیده. عسل حتی دندون درد رو تسکین میده. باورتون میشه؟ میتونید امتحان کنید البته به شرطی که عسل مرغوب گیر بیارید. دکتر روازاده میگه اگه شب رو دندون عسل بمالید و صبح با نمک شویا مسواک بزنید لثه های مشکل دار و عفونی درمان میشه. به نظر من برای کسانی که این مشکل رو دارند امتحانش واقعا می ارزه. جراحی لثه علاوه بر هزینه سرسام آورش، دردسر و درد و طول درمان زیادی داره.

اما علت سوم بوی بد دهان غلبه سردی به معده هست. این بوی بد دهان وقتی که انسان گرسنه هست مثلا در ماه رمضان در افراد با معده سرد خیلی زیاد میشه. درمان غلبه سردی بر معده هم خودش ماجرای مفصلیه که اینجا خیلی باز نمیکنم. فقط به عنوان مثال میگم که یکی از راههای درمانش خوردن دم کرده دارجین به طور روزانه هست. یا خوردن فلفل و گرمیجات همراه غذا و ... . برادرم این مشکل رو داشت که با خوردن چای دارچین و چای زنجبیل و سایر گرمیجات تا حد بسیاری زیادی مشکلش حل شده.

اینهایی که گفتم نظرات دکتر روازاده بود درباره بوی بد دهان و برخی تجربیات حاشیه ای ما در کنار اون. یک عامل دیگر هم برای بوی بد دهان هست که بیشتر در بچه ها صادقه و اون رو در پست بعدی مینویسم انشالله.

برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی و شادی دارم.

 

مطالب مشابه پیشین:

بهداشت دهان و دندان - خمیر دندان و مراقبتهای پزشکی مدرن؛ آری یا خیر؟

تغییر در سبک زندگی در راستای سلامتی بیشتر: تغییرات لیست خرید خانواده ما


برچسب‌ها: درمان بوی بد دهان, پودر شویا, عسل درمانی, دکتر روازاده
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 12:45  توسط گل نرگس  | 

 

سلام به همه دوستان و مهمانان خوب این خونه مجازی

امروز درست یک سال از روزی که بالاخره تصمیمم رو عملی و نوشتن در این وبلاگ رو شروع کردم میگذره. یعنی امروز سالروز تولد این وبلاگ هست و این وبلاگ یک ساله شده.

گذر عمر اونقدر پرشتابه که آدم باورش نمیشه. برام باور کردنی نیست که یکسال گذشته. گاهی فکر میکنم فرصت عمر خیلی کوتاهه. از خدا می خوام به همه ما کمک کنه که این فرصت کوتاه عمر رو اونطوری که او دوست داره و در مسیری که او میپسنده بگذرونیم. ازش می خواهیم که در این مسیر خودش به همه ما کمک کنه و دست ما رو بگیره.

در مدت این یک سال دوستان خوبی در این فضای مجازی با لطفشون همیشه با این نوشته ها همراهی کردن که از همه اونها ممنونم و تعداد خیلی بیشتری هم مهمانان گذری اینجا بودن که آرزو دارم اون فرصت کوتاهی که اینجا گذروندن از دقایق مفید عمرشون بوده باشه.

در این مدت بارها دوستانی کامنت گذاشتن و از این گفتن که از آنجایی که ترک هر عادت و تغییر هر رویه ثابت زندگی کار مشکلیه، برای اونها سخته که خانواده و اطرافیانشون رو در مسیر تغییر و تحول سبک زندگی ماشینی به سبک زندگی سالم با خودشون همراه کنن. این تحولات هم ذاتا و نوعا به طوری هست که آدم تنهایی نمیتونه انجام بده و حداقل اعضای خانواده آدم باید با او همراه باشن. خوب چه باید کرد؟ چطور میشه اطرافیان سرسخت رو با خود همراه کرد؟ کار مشکلیه بخصوص که یک جاهایی آدم مجبوره باورهایی رو در افراد تغییر بده که بطور روزمره داره تو رسانه ها برای اون باورها تبلیغ میشه. به مناسبت یک ساله شدن وبلاگ تصمیم گرفتن درباره این موضوع مقداری از تجربیات خودم رو بنویسم. البته حرفام خیلی طولانیه و پیشاپیش از پرحرفیم عذر میخواهم:

خوب فکر میکنم اولین قدم در این مسیر این باشه که خود ما باورهامون رو به طور جدی تغییر بدیم. یعنی نظر خودمون در این موضوع باری به هر جهت نباشه. اگر واقعا به این باور برسیم که زندگی خود و عزیزانمون با سبک زندگی امروزی در خطر هست، اون هم خطری جدی و نزدیک، اون وقت از تلاش برای تغییر سبک زندگی و حرکت به سمت سالم کردن فضا و تغذیه مون خسته نمیشیم.

خوب چطوری فکر ما ریشه ای و بنیادین عوض میشه و به این نتیجه ای که در بالا گفتم میرسه؟ شاید بهتر باشه ماجرای خودم رو تعریف کنم که چطور شد به طور ریشه ای نظر من درباره طب مدرن و ابزار و سبک زندگی مدرن عوض شد: در مورد خودم خیلی فکر کردم تا ببینم اولین باری که مخاطره آمیز بودن زندگی ماشینی امروز برای من به طور جدی جلب توجه کرد کی بود؟ چی باعث شد من به این فکر بیفتم که این نوع زندگی که ما داریم بخاطر فاصله گرفتن از طبیعت خطرناکه؟ بالاخره ریشه ماجرا یادم اومد.

چند سال پیش یادمه در تلویزیون (به نظرم برنامه خانواده بود) یک دکتری رو نشون میداد که خیلی پیر بود. بنظرم ایشون همون دکتر بسکی هست که یکی از گیاهخواران مشهور ایرانه. یادمه که ایشون رو در یک خونه نقلی تو استان گلستان وسط یه باغ بزرگ نشون میداد و برنامه تاکید داشت که دکتر مدتهاست که شهر و شلوغی اون رو ترک کرده و اومده در این گوشه دنج از شمال کشور ساکن شده. این آقای دکتر تاکید میکرد که مبتلا به انواع امراض بوده و اطبا از درمان ناامیدش کردن و نمیدونم چطور شده بود که تصمیم گرفته بود شهر و هوای آلوده ش رو ترک کنه و به امید بهبود به طبیعت پناه ببره. این تغییر در سبک زندگی برای جناب دکتر جواب داده بود و سلامتی رو بهش برگردانده بود. یادمه ایشون حرفهایی زد که من رو خیلی به فکر فرو برد. مثلا میگفت مردم حواستون باشه. این فرش و موکتهایی که زیر پای شماست و از الیاف مصنوعی ساخته شده سرطان زاست، خطر داره. بعد زیر پاش رو نشون میداد و میگفت ببینید من رو. اینجا اومدم به جای فرش و موکت نمد ترکمنی خریدم کل خونه ام رو با اون فرش کردم راه میرم روش کیف میکنم. دوربین کف خونه رو نشون میداد که پر از نمدهای زیبای ترکمنی بود. (الان تو خونه ما چند تا تیکه نمد ترکمنی داریم که هرجا که زیاد ازش عبور میکنیم پهن کرده ایم) بعد میگفت من همیشه میگم کلا هرچیز پلاستیکی سرطان زاست. اینجا به کشاورزا میگم بابا روغن زیتون رو نریزید تو بشکه های پلاستیکی، خطر داره، روغن پلاستیک رو تو خودش حل میکنه سرطان زا میشه. وقتی دیدم هیچکس حرفم رو گوش نمیده خودم باغ زیتون خریدم خودم روغن کشی راه انداختم تا روغن سالم تهیه کنم. یادمه یخچالش رو باز کرد. توش گرمک و خربزه بود. میگفت از تهران به من زنگ میزنن میگن جناب پروفسور بیا فلان سمینار سخنرانی کن ولی من نمیرم. به جای آب و هوای کثیف تهران این گرمک ها رو میخورم و کیف میکنم! خلاصه ماجرایی داشت این جناب دکتر. حالا جزییات بیشتری یادم نمونده فقط میدونم که حرفهای اون آقای پیر و باحال خیلی رو من تاثیر گذاشت. حواسم به محیط اطراف جلب شد. به اینکه چقدر همیشه این نوع حرفها رو میشنویم و بهش اهمیت نمیدیم. مثلا میدونیم تفلون سرطان زاست اما برامون مهم نیست. میدونیم پلاستیک و مواد شیمیایی برامون خطر داره اما بهش انس داریم و نمیتونم ازشون دل بکنیم. بله دوستان! علاقه به طبیعت و مواد طبیعی و نزدیک شدن هرچه بیشتر به وضعیت طبیعی زندگی از اینجا در من ریشه دواند.

البته مدتی بعد از اون خیلی اتفاقی یکی از کتابهای آقای خدادادی رو تو کتابخانه منزل عمویم دیدم. فکر میکنم کتاب پانزده روز تا سلامتی بود. در این کتاب برای اولین بار درباره ظبعهای چهارگانه خواندم و طبع خودم رو که غلبه سردی و تری یا بلغم بود تو اون شناسایی کردم و خیلی خیلی زیاد هم تعجب کردم. تا قبل از اون با اینکه از این طبعها چیزهایی رو شنیده بودم ولی فکر میکردم جزو خرافاتی بوده که در قدیم رواج داشته! یادمه تو دوره دبیرستان در توضیح یک بیت شعر که اشاراتی به طبایع چهارگانه موجود در طبیعت داشت، این توضیح رو داده بودن که قدما تمام مواد موجود در طبیعت رو تشکیل شده از آب و خاک و باد و آتش میدونستند و... یادمه که با همکلاسیها چقدر به ساده لوحی قدما خندیده بودیم. صد البته توضیح کتاب ادبیات درست و کامل نبود و اصل ماجرا چیز دیگری بود که بعدها کم کم متوجه شدم ولی کتاب آقای خدادادی برای اولین بار توجه من رو به این جلب کرد که ظاهرا یه حقایقی وجود داره که تو طب جدید بهش اهمیت نمیدن. تشخیص کامل این کتاب درمورد خصوصیات جسمانی من باعث شد که من به طب سنتی اعتقاد پیدا کنم و باور کنم که مسائلی مثل سردی کردن و گرمی کردن حقایق طبیعی هستن هرچند پزشکان به اون اعتقادی نداشته باشن. مطالب جالب دیگری هم تو اون کتاب وجود داشت مثلا توصیه به اینکه هر جند وقت یکبار خوبه که با پای پیاده روی خاک راه بریم تا الکتریسیته ساکن بدنمون از بدن منتقل بشه و این یکی از راه های کسب آرامش هست. یا اینکه بحث ظرفهای سالم رو هم برای اولین بار در اونجا دیدم و مضر بودن بسیاری از وسایل و ظروف آشپزی که ما از اون به طور روزمره استفاده می کنیم.

همه اینها باز بیشتر در ذهن من به صورت فکر بود و عملا خیلی وارد زندگی من نشده بود. آخرین مرحله ورود من به دنیای طب سنتی از طریق یکی از نزدیکترین و صمیمی ترین دوستانم رقم خورد. این دوستم توسط یکی از اقوامشون که ساکن قم هست و بچه ای هم سن و سال پسر من داره، با دکتر روازاده آشنا شده بود. دوستم مدام به من تلفن میکرد و میگفت که اون فامیلشون در درمان بچه اش دیگه داروی شیمیایی مصرف نمیکنه و از روشهای همین دکتر روازاده استفاده میکنه. اصرار داشت که به وبسایت این دکتر برم و ببینم حرف حسابش چیه و اگر بدرد بخور بود از درمانهایی که گفته برای پسرم استفاده کنم. از اصرار دوستم تا رفتن من به سایت دکتر روازاده برای اولین بار شاید بیشتر از هشت نه ماه طول کشید! نمیدونم چرا اینهمه اصرار دوست عزیزم رو خیلی جدی نمیگرفتم ولی با رفتن به این سایت و گوش دادن به چند سخنرانی و خوندن چند مطلب، دیگه برای همیشه پابند طب سنتی شدم. به توصیه های طب سنتی عمل کردم و چون کارایی اون رو دیدم و مشکلات عمده جسمانی که سالها رو دستم مونده بود و هیچ دکتری درمانش نکرده بود رو با طب سنتی حل کردم، بهش علاقه مند شدم.

همه اینها رو گفتم که بگم اول از همه این ماجرا طی زمانی نسبتا طولانی تو ذهنم جا گرفت و ما تا عمیقا و قلبا تغییر باور در خودمون ایجاد نشه، نمیتونیم در دیگران تغییر ایجاد کنیم و بقیه رو با خودمون همراه کنیم. اگر عمیقا به توانایی های طب سنتی و سبک زندگی سالم از یک طرف و مشکلات و عوارض طب مدرن و زندگی با ابزار و شیوه های مدرن باور از طرف دیگه باورد نداشته باشیم، مطمئنا کم میاریم و نمیتونیم دیگران رو با خودمون همراه کنیم.

من وقتی به یقین رسیدم تصمیم گرفتم دیگران رو هم در این دانسته جدید و مهم با خودم همراه کنم. یک اخلاق شخصی دارم که وقتی به چیز خوب و مفیدی در زندگی میرسم، دوست دارم بقیه عزیزانم رو هم از اون بهره مند کنم. همین اخلاق باعث شد که از همون روزای اول توجه اطرافیانم رو به طب سنتی جلب کنم. در طی مطالب این وبلاگ در تجربیات مختلف از این ماجرا گفته ام اما اینجا تاکید میکنم که واقعا کار آسونی نبود. خوب اکثرا آدمها در برخورد با پدیده ها و افکار جدید اون رو جدی نمیگیرن و با بیحوصلگی یا عصبانیت و بی تفاوتی یا خنده و شوخی و مسخره کردن باهاش برخورد میکنن. تو خونه ما هم همینطور بود. البته انصافا همسرم خیلی زود مجاب شد. من مفصل و با حوصله درباره هرچیزی که یاد میگرفتم با ایشون حرف میزدم، درباره طبعش باهاش میگفتم و مشکلاتی که افراد با طبعهای مختلف ممکنه باهاش مواجه بشن. ایشون خیلی زودتر از بقیه قانع شد. اما خانواده ام یعنی پدر و مادر و برادرها و سایر اقوام نزدیک به این راحتی قانع نمیشدن. اما من هم از رو نمیرفتم اونقدر با تک تکشون صحبت کردم که کم کم همگی همراه شدن. مخالفتهای اولیه شون رو ندیده میگرفتم و به روی خودم نمی آوردم. وقتی  بهم میگفتن: "تو رو خدا پیام بهداشتی دادن رو تموم کن" من میخندیدم و اصلا انگار نه انگار. کلا روم خیلی زیاد بود. ببینید چقدر حرف زدم و چونه زدم که تونستم تک تک افراد خانواده رو از ریز تا درشت و از زن و مرد به حجامت بفرستم. خدا میدونه وقتی هرکدوم از اثر مثبت حجامت تو خودشون میگفتن من چقدر خوشحال میشدم و خدا میدونه همین حالا تو وبلاگ وقتی دوستان میان و از اثر مثبت یکی از توصیه های وبلاگ تو کامنتها مطلبی مینویسن چقدر خوشحال میشم. این مساله خستگی من رو واقعا از تن بیرون میاره.

یک کار دیگه ای هم که همیشه انجام میدادم این بود که تو دم و دستگاهم همیشه انواع دارو گیاهی بود و من برای افراد به مناسبت مشکلشون دارو گیاهی تجویز میکردم. مثلا اگه سرما خورده بودن پونه بهشون میدادم برای بخور. اگه تپش قلب داشتن براشون گل گاوزبون میبردم. اگه مهمونی به خونه ما می اومدن به حای چای با انواع دمنوش های گیاهی پذیرایی میکردم. خلاصه هرکاری میکردم که قانعشون کنم زندگی سالم خیلی بهتر از زندگی متکی به مواد و محصولات شیمیاییه. برای خونه پدریم قابلمه و ماهیتابه مسی خریدم. از توطئه دشمنان طی دهه های اخیر برای مس زدایی از ایران گفتم. از تلاش دشمنان بشریت و صاحبان کمپانیهای داروسازی برای مقابله با سیستم طب سنتی و تحقیر اون که مخالف منافع اونها عمل میکنه. مدام آمار بیماریهایی که تو ایران رو به رواج هست رو به همه تذکر میدادم و میگفتم که این مشکلات از ما هم دور نیست و باید مواطب باشیم. درباره تغییر سبد خرید هم خیلی پافشاری میکردم. اول تو خونه خودمون و اینکه هرچیزی رو یکبار امتحان کنیم (که امتحان کردن همان و پابند شدن همان) و بعد هم تو خونه عزیزانمون. مثلا اونقدر درباره مضرات گوشت گاو و مزایای گوشت شتر حرف زدم و حدیث خوندم که الان تو همه اطرافیان نزدیکمون گوشت گاو بکلی از زندگی حذف شده و به جاش گوشت شتر و شترمرغ جایگزین شده. دیگه دور و اطراف ما همه ظروف مسی دارن. چای تقریبا از زندگی همه عزیزانمون حذف شده. همه به طور مرتب حجامت میرن و دکتر رفتن و داروی شیمیایی خوردن به لطف خدا در خانواده و اطرافیان ما رو به انقراضه.

دوستان در یک جمله باید بگم که همراه کردن دیگران در تغییر سبک زندگی اولش سخت به نظر میرسه چون دیگران دوست ندارن از عاداتشون و از علایقشون دست بکشن. ولی وقتی خودشون امتحان میکنن و بهبود وضعیت گوارش و احساس سلامتی و شادابی بیشتر رو در خودشون احساس میکنن دیگه خودشون همراهی میکنن و اصلا نیاز به تبلیغ بیشتر نیست. مهم اینه که ما خودمون اول اطلاعاتمون رو بالا ببریم و به اون عمل کنیم و در دعوت دیگران هم خسته نشیم.

خوب خیلی حرف زدم و خیلی هم پراکنده شد. ببخشید خسته تون کردم. فعلا این میزان به یادم رسید. در مورد جزییات بیشتر شاید در آینده مطالب بیشتری رو بنویسم.

همه رو به خدای مهربون میسپارم.


برچسب‌ها: ترویج طب سنتی, سبک زندگی سالم, استاد خدادادی, دکتر روازاده
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 15:20  توسط گل نرگس  | 

سلام به همه دوستان عزیز

چند وقت پیش در این مطلب درباره تغییرات لیست خرید خانواده مون بعد از آشنایی با طب سنتی نوشته بودم و در بخشی از اون تاکید کرده بودم که خرید کاهو، گوجه و خیار و اصولا مصرف سالاد در خانه ما بعد از آشنایی با طب سنتی تعطیل شد و یا به حداقل رسید. این مطلب برای بعضی از مخاطبان عزیز وبلاگ سوال ایجاد کرده بود و تعجب کرده بودند و علتش رو پرسیده بودند. وعده داده بودم که حتما علتش رو توضیح بدم و امروز تصمیم گرفتم که به این وعده وفا کنم.

اول چند سوال: آیا سالاد بخاطر نداشتن کالری لاغر کننده هست؟ آیا کاهو و گوجه و خیار باعث درمان یبوست میشوند؟ آیا خوردن سالاد همراه غذا کمک کننده به سلامتی است؟ جواب این سوالات خیر هست.

دوستان علت تعجب اون دسته از مخاطبان برای من ملموسه. چون چیزی که رایج در جامعه و افواه عمومی هست اینه که مصرف سالاد با غذا رو یکی از ارکان و عوامل اصلی سلامتی معرفی کرده اند. سالها به کسانی که می خواهند وزن کم کنند تذکر داده شده که به جای مصرف هرنوع کربوهیدراتی، تا میتونند سالاد مصرف کنند که به دلیل صفر بودن میزان کالری محتویات اون یعنی کاهو و خیار و گوجه، باعث لاغری میشه. سالها به ما گفته اند که این محصولات بدلیل داشتن فیبر بالا ضد یبوست هستند و برای افراد دارای این مشکل مفید هستند. حالا کسی بیاد و همه اینها رو زیر سوال ببره و بگه که اینطوری نیست خوب واقعا جای تعجب داره. جای تعجب داره بشنویم خوردن سالاد همراه غذا نه تنها مفید نیست بلکه برای سلامتی دستگاه گوارش ضرر داره. خوردن سالاد باعث لاغری نمیشه و  اتفاقا برعکس، سالاد چاق کننده هست. خوردن سالاد مشکل یبوست رو نه تنها حل نمیکنه بلکه اون رو تشدید میکنه. خوب شنیدن این حرفا خیلی تعجب آوره. برای من هم واقعا شوکه کننده بود شنیدن این مطالب ولی وقتی تک تک اونها رو شخصا تست کردم دیدم که دقیقا درسته و اصلا تعجب کردم که چطور با این نتایج واضح خودم قبلا به این نتیجه ها نرسیده بودم. حالا بیشتر توضیح میدم:

دوستان عزیز از نظر طب سنتی کاهو و خیار و گوجه هرسه طبع سرد و تر دارند و بلغم زا هستند. برای کسانی که غلبه سردی دارند پیشنهاد نمیشوند چون مشکلات اونها رو تشدید میکنه. مثلا چون سرد هستند مثل همه سرد و ترها تحرک روده رو کم میکنند و لذا یبوست رو تشدید میکنند. گرچه کالری ندارند اما چون طبع سرد دارند باعث پایین اومدن سوخت و ساز بدن میشوند و لذا کمکی به لاغری نمیکنند که هیچ با پایین آوردن سوخت و ساز بدن چاق کننده هم هستند. شما خودتون شخصا میتونید این موارد رو امتحان کنید. دقیقا به همین دلیل هست که بسیاری از رژیمهای بسیار معروف هم نمیتونند کمکی به لاغر شدن اغلب افراد کنند و مثلا بیشتر کسانی که پیش دکتر کرمانی میروند برای لاغر شدن بعد از مدتی مایوس و سرخورده میشوند چون چاقها اغلب طبع سرد دارند و دکتر کرمانی خوردن انواع سالاد رو که اغلب از مواد سرد و تر ساخته شده به شرطی که بدون سس باشه برای این چاقهای عزیز آزاد اعلام میکنه و لذا بدن این افراد علی رغم زحمتی که میکشند به رژیم جواب نمیده و سرعت کم کردن وزنشون بسیار کنده. بندگان خدا همش تلاش میکنند و کالری های غذاهاشون رو میشمرند اما باز ثمره زحمتشون کمه. در این زمینه بعدا انشالله یک پست جداگانه خواهم نوشت. الان فقط این رو میخواهم توضیح بدم که خوردن سالاد کاهو و گوجه و خیار اولا همونطور که قبلا گفتم همراه غذای پخته ضرر داره و باعث نفخ دستگاه گوارش میشه چون برای معده سخته هضم کردن غذای خام و پخته با هم. دوم اینکه اصولا سالاد برای طبع سردها چیز خوبی نیست مگر اینکه با ادویه جات خیلی گرم مثل فلفل و نعناع و غیره خورده بشه تا کمی سردی اونها تعدیل بشه. سوم اینکه افراد با طبع گرم هم معمولا بخاطر حرارت بالای بدن از سنین پایین بطور افراطی به خوردن غذاهای با طبع سرد مشتاقند که این باعث میشه به مرور زمان این افراد علی رغم طبع گرم، معده سردی پیدا کنند. برای این افراد هم خوردن سالاد مشکل ساز هست و درد معده و گاهی سردرد به همراه داره. 

خوب تو خونه ما من غلبه بلغم داشتم و نمیدونستم مشکلاتی که دارم (مثل افت فشار و خستگی و خوابالودگی مفرظ و...) با پرهیز از خوردن مواد سرد و تر مثل لبنیات و سالاد و امثالهم بهبود پیدا میکنه. وقتی با این موضوع آشنا شدم پرهیز رو شروع کردم. همسرم هم که از بچگی طبع گرم داشته به همون دلیلی که در بالا گفتم به مرور زمان معده سردی پیدا کرده بود و با تجربه، ایشون هم فهمید که با پرهیز از سالاد (که بسیار علاقه مند بهش بود) مشکلات معده و درد اون که گاهی به کتف و پشتش میزد و گاهی سردرد آور بود براش حل میشه. دیگه تصمیم گرفتیم سالاد رو از برنامه غذاییمون حذف کنیم و از این تصمیممون خیلی راضی هستیم. الان همسرم گاهی که خیار میخوره بخصوص بصورت افراطی دوباره دچار همون معده دردها و سردردهای سابق میشه و تعجب میکنه که چطور اونهمه سردی میخورده و حواسش نبوده که چه مشکلات گوارشی براش ایجاد میکنه. خوب میدونید؟ بعضی توصیه های پزشکی رو ما اونقدر صبح و شب از رسانه ها میبینیم و میشنویم که باورمون نمیشه اتفاقا دقیقا همین توصیه ها عامل مشکلات جسمانی ماست. باید یکی پیدا بشه و شجاعت پیدا کنه که خلاف جهت آب حرکت کنه و به بقیه اطلاع رسانی کنه و هشدار بده تا امثال ما متوجه عمق فاجعه بشیم! من واقعا از این جهت خودم رو مدیون عزیزانی که در طب سنتی در این جهت تلاش میکنند میدونم.

این رو هم بگم که برخی اطبا مثل دکتر روازاده اصولا خیار رو به اون طریقی که امروز مصرف میشه تایید نمیکنند. ایشون معتقدند که خیاری که الان در بازار هست در واقع میوه ای کال هست و خیار واقعی و رسیده که در اخادیث به اون توصیه شده و قدیم از اون تعریف میکردند، اندازه ای در حد یک سوم خربزه پیدا میکنه و لذا خوردن این خیارهای مجلسی داخل بازار مورد تایید نیست چون خوردن هر نوع میوه کال باعث سوء هاضمه و ترسویی و بزدلی میشه. گوجه فرنگی هم از دید ایشون مورد تایید نیست و معتقد هستند که اصل این گیاه که بومی آمریکای جنوبی هست، سمی بوده و با تغییرات ژنتیکی میزان سمیت اون کم شده و به شکل امروزی در اومده. حالا تایید و تکذیب این ادعاها باید توسط متخصصین بی غرضی که در این زمینه تبحر دارند صورت بگیره و کار مثل منی نیست ولی همونطور که گفتم ما به تجربه شخصی و با تست کردن اثرات منفیشون روی سلامتیمون، اینها رو تقریبا از لیست خریدمون حذف کردیم. البته باید بگم که این حذف بخصوص درباره گوجه و خیار به طور کامل نبوده و گاهی مقدار کمی میخریم. چون به هر حال بچه در خونه هست و این خوراکیها رو جای دیگه میبینه و دوست داره (بخصوص خیار رو) که نمیشه به طور کامل حذفشون کرد ولی میزانش نسبت به گذشته بسیار کمتر شده و سعی میکنیم که با انواع گرمیجات مثل نعناع خشک شده مصرف بشه تا اثرات سردیش کمتر بشه.

در مورد سالاد یک تجربه دیگه رو هم دوست دارم اینجا براتون بنویسم شاید برای برخی دوستان جالب باشه. یکی از برادرانم همیشه از سردرد شکایت داشت و میگفت سرم از وسط پیشانی تا پشت سرم درد میگیره و تیر میکشه. مدت طولانی به این سردرد مبتلا بود. هرکس دلیلی برای اون می آورد مثلا ضعف چشم و غیره.این برادرم طبع و بخصوص معده خیلی سردی داره و البته عاشق سالاد بود. در تمام وعده های غذایی سالاد میخوردن. زمانی که تازه تقید به طب سنتی رو شروع کرده بودیم یک بار مهمونی اومدن خونه ما. من هم که اون موقع (و هنوز هم) از اثرات بکار بردن دستورات طب سنتی و تغذیه سالم در سلامتی حیران بودم و بر اثر احساس وظیفه دوست داشتم به همه عزیزانم این نوع حرفها رو اطلاع رسانی کنم (از راه انداختن همین وبلاگ معلومه)، تو مهمونی سر سفره سالاد نگذاشتم و بهشون گفتم که اگر غریبه بودید روم نمیشد این کار رو بکنم ولی چون خودمونی هستید این کار رو کردم بخاطر اینکه دلم نیومد چیزی رو که بدلیل مضراتش سر سفره خودمون نمیگذاریم برای شما که مهمونم هستید درست کنم و براشون گفتم که خوردن خام و  پخته ضرر داره و از این حرفا (همه مطالب بالا رو بهشون گفتم). حدود یکی دو ماه بعد یکدفعه داداشم برگشت بهم گفت که میدونی چی شد؟ سردردم خوب شده! خوشحال شدم و گفتم چطوری؟ برام توضیح داد که بعد از اون شب مهمونی خونه ما (نمیدونم چطور شده بود که حرف من روی اون آدم عاشق سالاد اثر کرده بود!) دیگه سالاد رو کنار گذاشته بودند و بعد میبینه که انگار سرش دیگه کمتر و کمتر درد میگیره تا اینکه خوب شده کلا. بعد میگفت از اینجا مطمئن شده خوب شدن سردردش بخاطر ترک سالاد بوده که یکبار که خانمش خونه نبوده خودش برای ناهارش سالاد درست کرده و دوباره عصرش عین همون سردرد گذشته برگشته و مطمئن میشه از این موضوع. بله عزیزان. شاید برای این مطلب باید یک پست جداگانه بنویسم ولی فعلا در همین حد اشاره میکنم که یکی از انواع سردردها ناشی از غلبه سردی شدید بر معده و در کنارش تحمیل کردن غذاهای با طبع سرد به چنین معده ای هست. این رو بسیاری از شما بینندگان عزیز این وبلاگ که با این معضل روبرو هستید میتونید از همین امروز امتحان کنید و  نتیجه اون رو ببینید. از علامتهای سردی معده، دیر هضم شدن غذا و نفخ زیاد و سوزش سر معده هست.

خوب خیلی حرف زدم و امیدوارم سرتون رو درد نیاورده باشم. فعلا همه شما عزیزانم رو به خدای مهربان میسپارم. انشاءلله سلامت باشید و بر صراط مستقیم...

 

مطالب مشابه پیشین:

تغییر در سبک زندگی در راستای سلامتی بیشتر: تغییرات لیست خرید خانواده ما

برای مشکل نفخ دستگاه گوارش چه کنیم؟

یک درمان ساده و طبیعی برای رفع مشکل یبوست کودکان

تجربه شخصی من از حجامت: 3- درمان میگرن و سردردهای مزمن با حجامت

مزاج(طبیعت) بدن خود را بشناسید

 


برچسب‌ها: مضرات مصرف سالاد با غذا, سالاد و لاغری, سالاد و یبوست, سالاد و سوء هاضمه, دکتر روازاده
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 10:53  توسط گل نرگس  | 

سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز

مطلبی که برای این پست در نظر گرفتم به نظر خودم خیلی خیلی مهمه. یکی از مهمترین تجربیاتیه که طی دو سه سال اخیر در حوزه سلامت و سبک زندگی داشته ام. مبنای این تجربه امتحان کردن یکی از توصیه هایی هست که دکتر روازاده در یکی از سخنرانیهاشون داشته اند. پس شاید بشه گفت مخاطب اصلی این پست کسانی هستن که پیگیر مطالب دکتر روازاده هستند و براشون جالبه که تجربه های دیگران درخصوص استفاده از راهکارهای دکتر روازاده برای تغییر سبک زندگی به سوی سلامتی رو بدونند. البته برای بقیه مخاطبان هم ممکنه این مطلب جالب باشه.

من فکر میکنم جنجالی بودن مطالب دکتر روازاده بیشتر از اونکه ربط به طبابت از طریق طب سنتی داشته باشه، مرتبط با مطالبی هست که در خصوص تغییر سبک زندگی روزمره و  تغییر در تغذیه روزمره بیان شده و انتقاداتی که ایشون در خصوص اثرات منفی حضور تکنولوژی و ایده های غلط بهداشتی در زندگی بشر بیان کردن.

خوب مساله اینه که رعایت همه مسائلی که ایشون تو سخنرانیها مطرح کرده اند احتمالا ناممکنه ولی ما فکر کردیم بیایم سعی کنیم که تا میتونیم بعضی چیزا رو رعایت کنیم. بخصوص کارهایی که رعایت اونها ساده تر هست. مثلا تغییر ظروف پخت و پز کار خیلی راحتیه. البته شاید کمی هزینه داشته باشه اما فقط یک بار هست. یعنی یک بار قابلمه و ماهیتابه و کتری و قاشق چنگال و... رو عوض میکنیم و سالها استفاده میکنیم. 

دکتر روازاده در راستای تغییر در سبک زندگی، در یکی از سخنرانیهاشون مطالب مهمی گفته اند که خلاصه اون این هست که اگر شما آب، نمک و روغن مصرفیتون رو اصلاح کنید، هشتاد درصد، بله ۸۰ درصد سلامتی خودتون رو تضمین کرده اید.

مشکل آب لوله کشی شهری از دید آقای روازاده وجود کلر در آب هست که از دید ایشون باعث بسیاری مشکلات جسمی میشه، سلولها رو از درون بیمار و نابود میکنه، ریزش مو میاره، باعث سفیدی زودرس مو میشه و خیلی مشکلات دیگه. خوب ما تصمیم گرفتیم که برای فرار از کلر آب حداقل آب رو بجوشونیم. قبلا اینجا و اینجا درباره اصلاح آب مصرفی مطالبی نوشته ام. ما الان نزدیک به یک سال و نیم هست که این کار رو انجام داده ایم. یا آب جوشیده میخوریم و یا گاهی هم بندرت آب چشمه. آب چشمه رو از روستای آبا و اجدادیمون که تقریبا بیست کیلومتر از شهرمون کرج فاصله داره میاریم. تو این روستا آب لوله کشی از آب یک چشمه تامین میشه که بنا بر آزمایشات دقیق اداره استاندارد از با کیفیترین آبهای ایران هست و حتی با چشمه های مشهور جهان رقابت میکنه. البته مسلمه که برای اکثریت چنین چیزی ممکن نیست و بهترین راهکار از دید من همون جوشاندن آب هست که تا حد زیادی کلر اون رو از بین میبره. شما وقتی مدتی آب جوشیده مصرف کنید دیگه نمیتونید آب لوله کشی رو استفاده کنید چون مزه اون براتون مثل آب استخر میشه و تعجب خواهید کرد که چطور قبل از این خیلی راحت لیوان رو از شیر پر میکردید و میخوردید.

در مورد نمک مصرفی هم اینجا طی مطلبی که درباره کنترل فشار خون با نمک دریا نوشته بودم، توضیح داده ام. بیش از دو سال هست که نمک مصرفیمون رو عوض کرده ایم و فقط از نمک دریا استفاده میکنیم. دوستانی بودند که عکس این نمک دریا رو از من خواسته بودند که من اینجا عکسش رو برای دوستان قرار میدم. درباره فواید نمک دریا قبلا نوشته ام و از این به بعد هم انشالله بتدریج در موضوعات مختلف مطلب خواهم نوشت. 

نمک دریای احیای سلامت

 

و اما مساله آخر یعنی روغن: دوستان شاید سخت ترین و پرهزینه ترین قسمت تغییرات سه گانه مذکور همین تغییر در روغن هست. دکتر روازاده معتقد هستند که روغنهای مایع موجود در بازار همگی طبع سرد دارند و منشاء بسیاری از دردهای مفصلی و مشکلات گوارشی و قلبی عروقی همین روغنهای مصرفی مردم هستند. از دید ایشون روغن های موجود در بازار اغلب پارافین های خوراکی هستند و اصولا از دانه های گیاهی مثل آفتابگردان و ذرت گرفته نشده اند. البته تفاوت فاحش و پایین بودن قیمت یک لیتر از روغن های مذکور از یک کیلو از هر کدام از دانه های خام آن به نظر من ثابت میکنه که این روغنها هرچی هست، نمیتونه روغن ذرت و آفتابگردان و امثالهم باشه. هرچند حتی اگر روغن همین دانه ها هم باشند از دید دکتر روازاده مناسب برای پخت و پز نیستند چون طبع سرد دارند. به هر حال ایشون معتقدند که بهترین روغنهای مصرفی روغن حیوانی محلی و روغن دنبه، روغن زیتون و روغن کنجد هست. پیدا کردن روغن حیوانی اصل کار راحتی نیست و اگر هم پیدا بشه قیمتش خیلی خیلی بالاست و برای مصرف روزمره به نظر من به صرفه نیست. و به هر حال تو این دو سال جز یک بار ما روغن حیوانی نخریدیم. در عوض برای همیشه با روغن مایع معمول در فروشگاه های مواد غذایی خداحافظی کردیم. (روغن جامد رو چند سال قبل ترک کرده بودیم). روغن کنجد و روغن زیتون وارد زندگی ما شد.

 روغن کنجد

 

روغن زیتون

 

 روغن کنجد رو برای سرخ کردن استفاده می کنیم و روغن زیتون رو برای پخت و پز . یعنی برای پخت برنج و پیازداغ انواع خورشت و سایر غذاها از روغن زیتون استفاده میکنیم و برای سرخ کردن هم فقط و فقط روغن کنجد مصرف داریم. خوب قیمت این دو روغن نسبت به روغنهای مایع بیشتره و شاید فکر کنید که تغییر روغن مصرفی برای همیشه کار مشکلی هست ولی دوستان به شما اکیدا توصیه میکنم که این موضوع رو جدی بگیرید. اگر به سلامتی خود و خانواده علاقه مند هستید برای همیشه با روغنهای مایع با طبع سرد طبخ غذا که در بازار هست خداحافظی کنید. ما تا به حال خیلی تغییرات در راستای طبیعی و سالم کردن زندگی انجام داده ایم و من اینجا نطر شخصی خودم رو که برخاسته از تجربیات شخصیم هست بیان می کنم که:

هیچ تغییری در سبک زندگی اثرش در سلامت و شادابی عمومی به اندازه تغییر در روغن مصرفی نیست. 

این رو همیشه به همه دوستانم میگم. به همه توصیه میکنم اگر هیچ تغییری نمیخواهید در زندگیتون ایجاد کنید لااقل سعی کنید روغن مصرفی روزانه خود رو عوض کنید. اگر دوست دار طعم روغن زیتون و کنجد نیستید سعی کنید دوست داشتنش رو به خودتون تلقین کنید و اگر تامین هزینه اون براتون مشکله سعی کنید از هر هزینه دیگری بزنید ولی این تغییر رو در زندگی ایجاد کنید. به نظر من این بزرگترین خدمتی هست که به سلامتی خود و عزیزانتان میکنید. اینهمه مشکلات قلبی و عروقی و خدای نکرده سکته های در سنین پایین و درد مفاصلی که حتی جوانها به اون مبتلا هستند و مشکلات گوارشی که همه گیر شده یکی از ریشه های اصلی اصلی اون همین روغنهای مایع سرد نامرغوب هست که اصلا معلوم نیست از چی تهیه میشه.

پس به شما دوستان توصیه میکنم که حتما به روغن کنجد و روغن زیتون رو بیاررید و اثرش رو در سلامتی و شادابیتون امتحان کنید. اگر مدتی این تغییر رو در زندگی ایجاد کنید بعد خواهید دید که روغنهای مایع معمولی رو نمیتونید تحمل کنید و دچار مشکلات گوارشی میشید. مشکلاتی که ممکنه همین حالا به اون مبتلا باشید ولی منشاء اون رو ندونید.

نکته یک: یادتون باشه که خانم های باردار بهتره از روغن کنجد استفاده نکنند و فقط روغن زیتون و روغن محلی استفاده کنند.

نکته دو: روغن کنجد رو از نوع کارخانه ای نخرید. دوستان ما امتحان کرده اند. این روغنهای کنجد کارخانه ای مثل سایر روغنهای مایع اصلا اونی نیستند که روی بسته بندی اونها نوشته شده یعنی اصلا روغن کنجد نیستند. روغن کنجد کاملا بوی کنجد و بوی حلوا ارده داره. در حال حاضر در کرج فروشگاه هایی که لبنیات سنتی میفروشند روغن کنجد سنتی هم عرضه میکنند. در تهران هم فکر میکنم همینطور باشه. در بسیاری از شهرهای ایران که مرکز تهیه حلوا ارده سنتی هستند، روغن کنجد (روغن ارده کنجد) به وفور یافت میشه. شهرهایی مثل یزد، کاشان، دزفول ، قم و ... مرکز تهیه و توزیع روغن ارده کنجد هستند. اگر شما شهرهای دیگه ای رو میشناسید لطفا بفرمایید تا در این پست ذکر بشه.

نکته سه: درباره روغن زیتون قبلا به دفعات صحبت کرده ام. در صورت تمایل میتونید به آرشیو مطالب وبلاگ مراجعه بفرمایید.

نکته چهارم: فونت مطالب رو در این پست به طور موقت تغییر داده ام چون بعضی دوستان فونت قبلی رو برای چشم خسته کننده میدانستند. لطفا اگه در این زمینه نظری دارید برای من بنویسید.

 

انشالله همیشه موفق و سلامت و بر صراط مستقیم باشید.

 

بعدا نوشت:

یکی از بینندگان عزیز وبلاگ اخیرا کامنتی برای این مطلب گذاشته اند که عین این مطلب و جواب خودم رو در متن همین پست درج میکنم تا شاید افراد بیشتری اون رو ببینند:

با سلام
چهارشنبه شب در برنامه ای در شبکه چهار با حضور دکتر ولایتی در باره طب سنتی مباحثی مطرح شد و دکتر ولایتی در این برنامه بدون نام بردن از آقای روازاده در مورد آب آهن و حجامت لاله گوش نوزادان مطالبی را در رد آن گفتند و سپس سه چهار بار از این شیوه های درمانی که دو موردش را ذکر کردم با عنوان شارلاتانیزم یاد کردند
می خواستم بدانم آیا کسی هست در این مورد موضع منطقی بگیرد به هر حال خودم با ورود به طب اسلامی ایرانی خیلی از مشکلاتم حل شده است

 

سلام دوست عزیز

من شخصا این برنامه رو ندیدم اما از این نوع موضع گیریهای غیر اصولی درباره طب سنتی در رسانه ها و در صدا و سیما کم نبوده و جای تعجب نیست. اون چیزی که دردآور هست اینه که جناب دکتر ولایتی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی رییس کمیسیون فرهنگ و تمدن ایران هست و در راس کمیسیونی قرار داره که بناست در اون علم و ادب و فرهنگ غنی ایران زمین رو که در طول زمان مغفول مانده احیا کنن. بله، نکته دردآور اینه. اینکه شما در جایی مسوولیتی بگیرید که به محتوای اون مسوولیت باور نداشته باشید. صحبتهای ایشون نشان میده که ایشان اعتقادی به طب سنتی غنی ایرانی ندارند.

من در یکی دیگر از برنامه های انتقادی در باب طب سنتی در تلویزیون دیدم که رییس سازمان انتقال خون در نقد حجامت پشت گوش در درمان زردی نوزاد اینطور استدلال میکردند که زردی چه ربطی به پشت گوش داره؟ زردی بخاطر فلان عامل هست که ارتباطی به گوش و پشت گوش نداره. جواب طرف مقابلشون جالب بود. پزشکی که در دفاع از طب سنتی صحبت میکردن گفتن وقتی ما "مکانیسم عمل" رو نمیفهمیم دلیل نمیشه که اصل درمان رو انکار کنیم. مهم اینه که درمان زردی با این روش اونقدر زیاد تکرار شده که دیگه قابل انکار نیست و اینکه ما فرایند این درمان رو متوجه نمیشیم دلیل نمیشه که این درمان رو منکر باشیم.

به هر حال جواب من که یک فرد بدون رسانه و معمولی این اجتماع هستم به این نوع حرفها اینه که: گرچه واقعا برای پزشکانی که عمر در راه تحصیل پزشکی نوین گذاشته اند خیلی زور داره که ببینند طب سنتی برخی درمانهای بسیار گران قیمت طب مدرن را با روشی ساده و بسیار بسیار ارزان و با کیفتی بسیار بسیار بهتر انجام میدهد، اما این واقعیتی است که وجود داره و شکر خدا طب سنتی با چنان سرعتی در کشور در حال گسترش هست که دیگه با این نوع موضع گیریها و این نوع برخوردها نه میشه انکارش کرد و نه اینکه جلوی اون رو گرفت.

موفق باشید


برچسب‌ها: روغن زیتون, روغن کنجد, نمک دریا, جوشاندن آب لوله کشی, دکتر روازاده
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 15:40  توسط گل نرگس  | 

سلام میکنم به همه دوستان و مهمانان عزیز

قصد من از نوشتن در این وبلاگ انتقال تجربیاتم درباره طب ایرانی اسلامی بوده و هست. نمی خواستم اینجا به توصیه و این چیزا بپردازم. ولی خبری شنیدم که منو واداشت به نوشتن این پست.

متاسفانه خبردار شدم که یکی از بستگان خیلی دورمون که پسری حدودا بیست و دو سه ساله است، مبتلا به نوعی سرطان خون حاد شده. این بنده خدا رو بلافاصله براش شیمی درمانی تجویز کردن و گفتن اگر شیمی درمانی جواب داد سه سال بعد عمل میکنیم برای پیوند استخوان. وقتی پرسیدن که چرا اینقدر دیر و چرا بعد از سه سال، جواب میشنوند که چون قبل از این بنده خدا تعداد بسیار زیادی هستن با مشکل مشابه که در صف عمل هستند و زودتر از سه سال نوبت ایشون نمیرسه. فکرشو بکنید دوستان! سه سال با شیمی درمانی زجر بکشی و منتظر باشی که بعد از سه سال اگر زنده موندی عملت کنن چون صف این عمل شلوغه. من خودم واقعا قلبم به درد اومد با شنیدن این خبر. نه فقط به خاطر این جوانی که از اقوام ماست و دچار این مشکل شده بلکه بخاطر همه هموطنان عزیزم که دچار این مشکل هستند و یا در معرض اون هستند.

دوستان عزیز! سبک زندگی بسیار ناسالم ما باعث شده که متاسفانه  میزان سرطان در کشور به حد بسیار بالایی برسه. فکر میکنم هر انسان مسوولی وظیفه داره که برای خود و عزیزانش به فکر چاره باشه و به پیشگیری به طور جدی فکر کنه.

- مادر عزیزی که به دلیل کمبود وقت یا برای راحتی بیشتر از ماکروویو برای پختن غذا استفاده میکنی. آیا از خطرات دستگاه ماکروویو خبر داری؟ میدونی چه آسیبی داری به خودت و خانوادت وارد میکنی؟ ممکنه بگی که الان تو بیشتر خونه های ایرانی ماکروویو هست و همه دارن استفاده میکنن. ولی عزیز من رواج یک چیز دلیل بر خوب بودن اون نیست. خواهش میکنم از شما که اینجا رو میخونید، اگر به سلامت خانواده خود علاقه مند هستید، اگر دوست دارید بیماری مهلک سرطان رو از خود و عزیزانتون دور نگه دارید همین امروز درب دستگاه ماکروویو خود رو برای همیشه ببندید. هستند افراد زیادی که وجود ماکروویو در آشپزخانه رو باعث مدرن شدن و به اصطلاح باکلاس شدن دکوراسیون آشپزخانه میدانند. اگر شما هم از این دسته هستید، خواهش میکنم فقط به همین منظور یعنی برای دکور ماکروویو رو در منزل داشته باشید.

-عزیزان همه میدونیم که این روزها مشغله های روزمره اونقدر زیاد شده که شاید فرصت زیادی برای زندگی کردن به سبک سابق بخصوص برای خانمها باقی نمونده. دیگه خانمها مثل سابق فرصت ندارند که وقت زیادی رو به آشپزی اختصاص بدهند و به سالم بودن و تنوع غذایی و استفاده از مواد اولیه سالم و طبیعی فکر کنند. برای همین استقبال از موادی مثل سوسیس و کالباس روزبروز داره بیشتر میشه. وقتی بیرون از منزل هم  غذا میخوریم بیشتر سراغ انواع پیتزا و فست فودهایی می ریم که در تهیه اونها از سوسیس و کالباس استفاده شده. این واقعا مصیبت بار هست. من هروقت پشت ویترین مغازه ها سوسیس و کالباس می بینم واقعا غصه میخورم. والدین گرامی! لطفا کمی فکر کنید. چه چیزی در دنیا مهمتر از سلامت شما و عزیزانتون هست؟ این مواد بسیار خطرناک  و شدیدا سرطان زا هستند. اگر به سلامت و شادابی خود و عزیزانتون علاقه مندید لطفا این مواد رو از سبد غذایی خانواده خود حذف کنید. یک جمله از دکتر کرمانی که برای درمان چاقی فعالیت می کنند شنیده ام که ایشون گفته اند کسی که بچه داره و توی یخچالش سوسیس و کالباس هست خائن به فرزندش هست.

- ای جوان عزیز! دختر و پسر عزیزی که وقتی میخوای از خونه بیرون بری با عطر و ادکلن های شیمیایی دوش میگیری. میدونی عطرهای شیمیایی اثرات سرطان زا دارند؟ اصولا همه اسانس ها اعم از خوراکی و غیرخوراکی که در مواد مختلف بکار میرند اگر منشاء شیمیایی داشته باشند مشکل زا هستند. بله! متاسفانه خطر در تمام زوایای زندگی مدرن امروزی رسوخ کرده. من اینها رو نمی نویسم تا در کسی اضطراب و دلهره و دلچرکینی ایجاد کنم بلکه هدفم تذکر این نکته هست که عزیزان! بیایید تا جایی که برامون مقدوره از محصولات شیمیایی و در این مورد ، از عطر و اسانس های شیمیایی احتراز کنیم. میدونم رفع کلیه این مواد از فضای زندگی روزمره تقریبا ناممکن هست اما هرچقدر سعی و تلاش کنیم و به فکر جایگزینی باشیم می ارزه. مثلا میتونیم به جای عطرهای مصنوعی از عطرهای با منشاء طبیعی استفاده کنیم. درسته که تنوع محصولات شیمیایی رو نداره اما در عوض بسیار بسیار مفیده برای سلامتی.

- شاید شنیده باشید که دکتر روازاده در سخنرانی های خود به ماده ای اشاره کرده که در فرهنگ اسلامی بر استفاده از اون خیلی تاکید شده و این ماده از دید دکتر روازاده حاوی مواد ضد سرطان قوی هست. بله صحبت از نوره هستاینجا میتونید توضیحاتی در خصوص مواد ضد سرطان موجود در نوره بخونید. اینجا هم میتونید سه چهار دقیقه از سخنرانی دکتر روازاده در این خصوص رو بشنوید. ایشون بخاطر این سخنرانی مورد شدیدترین حمله ها و تمسخرها قرار گرفتن. خودم تو همین فضای مجازی بدترین توهین و تمسخرها رو در این زمینه خوانده ام. در این باب قضاوتی نمی کنم چون متخصص در این زمینه نیستم ولی از وقتی این سخنرانی رو شنیدم با خودم فکر میکنم شاید دلیل اینکه در شیمی درمانی تمام موهای سر و بدن و مژه و ابروی بیمار میریزه وجود همین ارسنیک (فارسی آن زرنیخ است)در داروهای شیمی درمانی باشد. به هر حال حرف دیگری ندارم و قضاوت رو به خود شما واگذار میکنم.

 بیش از این مصدع نمیشم.

این پست ممکنه در آینده تکمیل بشه و فهرست موارد و رفتارها و خوراکهای سرطان زای دیگری به اون اضافه بشه.

 

ب.ن: دوست عزیزم سیمین کامنت زیر رو برای این مطلب نوشتن. تو متن قرارش دادم تا افراد بیشتری بخونن.

در مورد استفاده از نوره یکی از آشنایان ما که خانم پرستاری است، تجربه جالبی داشته. ایشون می گفن که از زمانی که دختر جوانی بوده مرتب دچار مشکلاتی مثل عفونت عفونت و فیبروم رحم و سایر عوارض مربوط به آن می شده. تا مدت ها هم درمان های شیمیایی مختلف کرده و داروهای زیادی خورده اما هر بار بیماری دوباره برمی گشته. تا اینکه از 10 سال پیش به توصیه مادرش شروع به استفاده از نوره می کند. به گفته خودش از آن زمان تا کنون دچار هیچ نوع عفونت، فیبروم و مشکلاتی از این قبیل نشده است.
نکته ای که درمورد نوره بسیار مهمه اینه که مصرف نوره واجب است! یعنی به صراحت در روایات بیان شده کسی که 40 روز نوره مصرف نکند مسلمان نیست . از نظر من بعد از این صراحت دیگه جای هیچ حرفی نمی مونه. فکر کنم این قضیه هم گوشه کوچکی از مواردی است که درمورد آخرزمان بیان شده که گفته اند در آخر زمان بدعت ها سنت تلقی می شند و سنت ها، بدعت! تو این زمونه وقتی میگن نوره جزو سنت و از واجباته اینقدر همه تعجب می کنن و براشون غیرقابل قبوله که انگار چیز جدیدی اختراع شده و بدعت در دین شده!
نکته مهم دیگه هم اینه که ببینیم خداوند چقدر مهربونه و سلامتی انسان ها چقدر براش مهمه که این موارد رو توسط پیامبرش به ما آموزش داده

لطفا در نظرسنجی وبلاگ (سمت چپ پایین صفحه)شرکت کنید.


برچسب‌ها: پیشگیری از سرطان, مواد سرطان زا, مواد ضدسرطان, دکتر روازاده, نوره
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 17:0  توسط گل نرگس  | 

 

سلام دوستان عزیز. مدتی بود که می خواستم درباره مشکل آزار دهنده نفخ دستگاه گوارش مطلبی بنویسم و بالاخره امروز فرصتش پیش اومد.

به نظر من مشکل نفخ معده خیلی ربطی به مزاج نداره. با اینکه این مشکل بیشتر برای طبع‌های سرد هست که قدرت هضم غذا در اونها پایینتره، من این مشکل رو در همه طبعها دیده ام. علتش هم اینه که در بسیاری از موارد افراد طبع گرمی دارند ولی معده اونها سرد هست. کار برای این افراد خیلی سخته چون بدنشون نیاز به مواد غذایی خنک داره اما معده اونها نمیتونه این مواد رو خوب تحمل و هضم کنه و مشکلات گوارشی و از جمله نفخ براشون پیش میاد. افراد با طبع گرم معمولا از سنین پایین به خاطر گرمای زیاد مزاجشون، در خوردن سردیها افراط میکنن و این باعث میشه که معده اونها سرد بشه. تجربه من در مورد این افراد نشون داده که تنها راهکار اینها خوردن سردی و گرمی در کنار هم هست تا بتدریج طبع معده اونها به تعادل برسه. در این زمینه به فرمان بدن باید گوش داد و تا فرد میبینه که غذایی اذیتش میکنه باید تا مدتی ازش پرهیز کنه. به هر حال اینها مقدماتی بود برای رسیدن به اصل مطلب که همون مساله نفخ دستگاه گوارش هست.

تا جایی که من تجربه کردم و در افراد مختلف با شکایت از نفخ دیده‌ام، چهار عادت رایج غلط غذایی هست که باعث نفخ کردن میشه.

1-خوردن غذای خام با پخته. دوستان عزیز شاید به قدری این مساله برای شما عادی باشه که باورتون نشه یکی از ریشه های اصلی مشکلات گوارشی خوردن غذای خام با پخته است. مثل چی؟ مثلا خوردن سالاد با غذا. یا خوردن میوه به فاصله کمتر از حداقل دو ساعت بعد از غذا. این دو عادت فکر میکنم بین تمام ایرانیها رایجه بخصوص در مهمانیها. زمان هضم غذای خام و پخته با هم متفاوته و برای همین، خوردن خوراکیهای خام و پخته باهم، باعث نفخ و سوء هاضمه میشه. من این رو از آقای دکتر روازاده شنیدم و خودم امتحان کردم و بهم ثابت شد. البته ایشان خوردن پیاز تازه و جوان و سبزی خوردن جوان و تازه رو استثناء کرده اند که من بر اساس تجربیات خودم فقط پیاز رو تایید میکنم و سبزی خوردن رو نه. اگر شما از مشکلات گوارشی بخصوص نفخ رنج میبرید به شما توصیه میکنم شما هم امتحان کنید و مدتی این عادت اشتباه رو اگر بهش مبتلا هستید، کنار بگذارید و بعد حال و روز خودتون رو بسنجید. فکر میکنم تا حد زیادی بهتر خواهید شد انشاله.

2-خوردن زیاد چای بخصوص بعد از غذا. عادت رایج بعدی که بشدت بر نفخ کردن تاثیر داره، خوردن چای بخصوص به میزان زیاد و بویژه بعد از غذاست. احتمالا شما هم تایید میکنید که تو کشور ما، عادت چای خوردن بلافاصله بعد از غذا بسیار بسیار رایجه و کمتر خانواده‌ای پیدا میشه که این عادت رو نداشته باشه. عده‌ ای حتی این باور بسیار غلط رو دارند که چایی خوردن به هضم غذا کمک میکنه! این باور کاملا اشتباهه و برعکس، خوردن چای باعث نفخ کردن میشه. اگر باور ندارید، امتحانش مجانیه. مدتی خودتون امتحان کنید و نتیجه اون رو ببینید.

3- خوابیدن با معده پر. عادت اشتباه بعدی که اون هم متاسفانه بین ما خیلی رواج داره، خوابیدن با معده پر هست؛ یعنی خوابیدن در وقتی که هنوز معده از غذا تخلیه نشده و غذا به روده وارد نشده. متاسفانه امروزه خوردن نهار بین ما بسیار دیر موقع هست و به همین دلیل، شاممون رو هم خیلی دیر میخوریم و وقتی به رختخواب میریم که هنوز معده ما پر از غذاست. این عادت غلط بشدت باعث سوء هاضمه میشه. من اولین بار بعد از شنیده یک سخنرانی از آقای روازاده توجهم به این نکته جلب شد. تو اون سخنرانی گفته شده بود که تو ماه رمضان مواظب باشید که بلافاصله بعد از سحری خوردن نخوابید چون موقع خواب معده انسان هم به نوعی به خواب میره و غذا توش میمونه و به اصطلاح نیمه گندیده میشه و این غذا نه درست و حسابی هضم میشه و نه انرژی برای بدن تامین میکنه. من تو اولین ماه رمضان این مساله رو چندین روز مختلف امتحان کردم و دیدم این حرف کاملا درسته. چیزیه که ما همیشه باهاش مواجهیم ولی نمیدونیم بسیاری از مشکلات گوارشی و سردردهای ناشی از اون که داریم دقیقا بخاطر رعایت این نکات ریز هست. من تو اون ماه رمضان به شخصه امتحان کردم و دیدم که بله؛ وقتی با معده پر میخوابیم، موقعی که بیدار میشیم دهانمان بشدت تلخ هست، احساس ترش کردن در معده داریم و خلاصه اوضاع دستگاه گوارشمون بیریخته.  درست برعکس زمانی که با معده خالی شده از مواد غذایی می‌خوابیم. خودتون این رو امتحان کنید و صحت اون رو ببینید.

4- خوردن آب کلردار. عادت چهارم که در واقع عادت نیست بلکه کاری از روی ناچاری میشه بهش گفت، خوردن آب کلردار لوله کشی هست. قبلا اینجا در این زمینه مطلبی نوشته ام. خواهش من از همه این هست که این موضوع رو جدی بگیرن و اگر علاقمند به سلامتی خود هستند، سعی کنند که آب مصرفیشون رو تا حد ممکن سالم کنند.

در این زمینه سوالاتی از بعضی دوستان چه در کامنتهای عمومی و چه کامنتهای خصوص و ایمیل به دستم رسیده که بخصوص پرسیده بودن از کجا میتونیم مطمئن بشیم که کتری ای که برای جوشاندن آب تهیه میکنیم، واقعا برنجی هست. جواب این سوال و کلا بحث درباره ظروف سالم برای تغذیه، چون خیلی مهم هست، انشالله در پست بعدی به طور جداگانه مطرح خواهد شد. حتما تشریف بیارید و اون رو مطالعه کنید. اینجا و اینجا رو ببینید. خیلی خیلی مهمه.

خوب اگه میخواهید از مشکل نفخ معده رهایی پیدا کنید بد نیست این چند موضوعی که گفتم رو امتحان کنید. البته مسلم هست که بعضی از غذاها به اصطلاح نفاخ هستند و به طور طبیعی نفخ بیشتری تولید میکنند. مثلا پیاز داغ یا نخود و لوبیا. من خودم برای اینکه نفخ نخود و انواع لوبیا رو بگیرم قبل از اینکه اونها رو در غذا بریزم حدود ده دقیقه میجوشونم و آبش رو دور میریزم و بعد در غذا میریزم. خیلی به رفع نفخ کمک میکنه.

 نمیخواستم زیاد پرحرفی کنم اما دوباره سرتون رو درد آوردم. آرزو میکنم این مطالب برای شما که به اینجا قدم گذاشته اید مفید باشه و در مسیر سلامتیتون کمکی کنه.


برچسب‌ها: دلایل نفخ کردن, خوردن غذای خام با پخته, چای بعد از غذا, خوابیدن با معده پر, دکتر روازاده
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 0:15  توسط گل نرگس  | 

تجربه شخصی من در کنار گذاشتن چای

سلام به همه دوستان و عزیزان مهمان در این صفحه

 امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید.

این بار همونطور که قول داده بودم می‌خوام درباره ماجرای ترک چای خودم بنویسم. اول از همه بگم که چای نوشیدنی ایست که برای همه طبع ها مضر هست. من این رو از روی نوشته ها نمیگم بلکه نتیجه نزدیک به دو سال تجربه نزدیک و رویاروی با موضوع مضرات چای هست. چای طبع سرد داره (گرچه گرم خورده میشه!) اما فقط برای افراد با طبع سرد مضر نیست بلکه برای همه مضر هست. مثلا اگر ناراحتی قلبی دارید (که معمولا افراد با طبع گرم دچار ناراحتی قلبی عروقی میشن) هرگز لب به چای نزنید. کسانی که چای زیاد میخورند و طبع گرم دارند شاید اگر دقت کنند بتونند به این نکته اعتراف کنند که بعد از خوردن چای دچار به اصطلاح لرزش قلب میشند. من این رو از خیلی از افراد با طبع گرم که به این موضوع دقت کرده اند شنیده ام. چای بشدت برای معده مضر هست و کلا دستگاه گوارش رو به هم میریزه. برای بلغمیها تشدید کننده غلبه بلغم هست و برای کسانی که غلبه سودا دارن یک سم خالص و به تمام معناست.

کلا به نظر من چای یکی از بدترین نوشیدنیهاست که متاسفانه بقدری مصرفش همه گیر هست که شاید اصولا کسی باور نکنه این نوشیدنی اینهمه ضرر داره. ما فیلمی نمیبینیم که توی اون چندین صحنه نوشیدن جای وجود نداشته باشه. مراسمی نمیریم که توش ردپای چای نباشه. واقعا برای من چای تعجب هست. گاهی از خودم سوال میکنم قبل از اینکه چای وارد ایران بشه مراسم سنتی ازدواج چجوری بوده؟ هیچ دقت کرده اید توی همه مراسمات مربوط به ازدواج رد پای چای و متعلقات اون هست؟ روز خواستگاری عروس خانم باید چای بیاره. روز بله برون (در بیشتر فرهنگهای ایرانی) خانواده داماد برای عروس چای و کله قند میبرن. روز عقد بر سر عروس و داماد قند سابیده میشه... از اون طرف هروقت تلویزیون رو باز میکنیم یکی داره از منافع چای میگه خوب چجوری باور کنیم که چای مضر هست؟ جواب: خودتون تجربه و امتحان کنید تا باور کنید.

 

لطفا ادامه مطلب رو ببینید


برچسب‌ها: چای, مضرات چای, ترک چای, دکتر روازاده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 4:1  توسط گل نرگس  | 

سردیها رو کنار بگذارید و گرمیها رو وارد غذای روزمره تون بکنید تا برای همیشه از یبوست خلاص بشید

سلام به دوستان عزیز

این دفعه درباره مشکل بسیار شایع و متاسفانه کمتر درمان شده یبوست (گلاب به روتون) میپردازم. از هرکس که اینجا رو میخونه خواهش میکنم که به این حرفا خوب دقت کنه و تا آخرش رو بخونه. حرفهایی که اینجا میبینید رو احتمالا کمتر جایی میتونید پیدا کنید ولی مطمئن باشید بیشتر از تمام چیزهایی که درباره درمان یبوست تا حالا شنیده اید موثره، تضمین میکنم!.

ای عزیز دلی که اینجا رو داری میخونی و مشکل یبوست داری. شما به احتمال بسیار زیاد یعنی بالای نود درصد طبع سردی داری. یعنی یا سرد و خشک  هستی یا سرد و تر. قبلا اینجا یه کوچولو درباره طبع شناسی نوشته ام. تو فضای مجازی هم تا دلت بخواد درباره انواع طبع ها و شناخت طبع های مختلف مطلب هست. اما من اینجا با توجه به تجربیات عینی و صد در در صد تایید شده خود و نزدیکترین افراد از دور و بری هام چند توصیه به شما میکنم و امیدوارم که امتحانش کنید و اگر نتیجه دیدید به دیگران هم اون رو توصیه کنید.

نکته مهم اینه که آن چیزی که درباره درمان دائمی یبوست در اینجا مینویسم با چیزهایی که ممکنه در سایتهای پزشکی دیده باشید متفاوت و حتی متناقض و متضاده. البته اگر توصیه های معمول درباره درمان یبوست که همه شنیده ایم جواب میداد، شما الان اینجا نبودید و اینها رو نمیخوندید. (برخی از این توصیه ها: آب زیاد بخورید، کاهو و سالاد زیاد بخورید، سعی کنید از آلو در غذاتون استفاده کنید، چای کم رنگ مصرف کنید و...)

حالا توصیه های من به شما:

لطفا ادامه مطلب رو ببینید


برچسب‌ها: درمان یبوست, غذاهای با طبع سرد, غذاهای با طبع گرم, روغن زیتون, دکتر روازاده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 0:27  توسط گل نرگس  | 

تیتر این پست احتمالا براتون عجیب باشه. چون تا بوده و شنیده ایم، نمک همواره از اصلی ترین پرهیزهای آدمهای با فشار خون بالاست. یعنی دکتر اولین دستوری که به بیمار دارای فشار خون بالا میده همین نخوردن نمک هست. ولی من در ادامه پست قبل که گفته بودم یک راهکار تکمیلی برای کنترل فشار خون (علاوه بر حجامت) رو میخواهم بنویسم، در این پست تجربه عملی خود رو درباره نمک و ارتباط اون با کنترل فشار خون مینویسم.

دوستان من اولین بار در صحبتهای دکتر روازاده درباره نمک و نقش اون در کنترل فشار خون شنیدم. اسم این فرد رو ممکنه شنیده باشید. حرف و حدیث درباره او زیاده و موافقان و مخالفان زیادی داره.من در مورد نحوه و میزان اثرگذاری طبابت ایشون نظری ندارم چون مستقیم هیچ تجربه ای نداشته ام. اما بسیاری از حرف های او رو سعی کردم خودم مستقیما تجربه کنم و اثرش رو بسنجم که انشاءلله به تدریج در این وبلاگ نتایج تجربیات خودم رو مینویسم. یکی از اونها همین موضوع نمک و نقش اون در کنترل فشار خون هست.

نمیخوام سرتون رو زیاد از حد درد بیارم. فقط خلاصه میگم که به نظر دکتر روازاده نمک واقعی که همون نمک دریا بدون دخل و تصرف شیمیایی و کارخانه ایست، نه تنها باعث فشار خون نمیشه بلکه فشار خون رو کنترل میکنه، یعنی اگه فشار خون بالا باشه پایین میاره و اگر فرد دچار افت فشار خون باشه اون رو بالا برده و تنظیم میکنه. دکتر روازاده معتقده که نمک کارخانه ای که به طور مصنوعی به اون ید اضافه میکنن، میزان بسیار زیادی ید علاوه بر نیاز بدن داره که به دلیل سمی بودن این عنصر، برای بدن مضره و نمک طبیعی دریا علاوه بر داشتن ید مورد نیاز بدن به اندازه کافی و به طور طبیعی، بدلیل اینکه حاوی منیزیم هست، در کنترل فشار خون موثره و علاوه بر اون، بسیاری از املاح دیگه مورد نیاز بدن رو هم با خودش داره.

به هر حال من در ماجرای درمان فشار خون عمو جانم که در پست قبلی گفتم، فکر کردم این نمک دریا رو هم برای ایشون امتحان کنم. یه جورایی ته دلم احساس میکردم که حرفهای آقای روازاده درباره نمک درسته (یکی از استدلالهام این بود که اگر اضافه کردن ید به نمک باعث برطرف شدن مشکل گواتر و تیروئید در کشور میشد، الان نباید بیمار تیروئیدی در کشور می داشتیم چون در همه شهر و روستاهای دور و نزدیک نمک مورد استفاده مردم از نوع ید دار هست در حالی که هرکسی رو که میبینی، با مشکل تیروئید مواجهه. یعنی تیروئید دارها در اطرافمون زیاد هستن و نه تک و توک). من تازگیها برای معاینه تعویض گواهینامه رفتم دیدم یکی از موارد اصلی اش تست تیروئیده. یعنی غده تیروئید از رو گردن معاینه میشه اگه مشکوک به تیروئید باشی باید بری آزمایش بدی و ... بگذریم. در ماجرای عموی عزیزم, بعد از اینکه بعد از دو بار حجامت فشارش از بالای بیست به 15.5 رسید، من براش نمک دریا تهیه کردم و بهش گفتم با خیال راحت هر چقدر میخواد از این نمک بخوره (چون آقای روازاده معتقده برای فشار خون بالا هرچقدر فرد بتونه این نمک رو بیشتر بخوره بهتره و البته این ادعای عجیب و جالب توجهیه). خلاصه بعد از حدود دو هفته با دستگاه فشار خون پیش عموم رفتم و ازش پرسیدم نمک رو میخوره یا نه. گفت آره. فشارو بگیر ببینم فشار منو چقدر بالا بردی. من قلبم ریخت و گفتم ای داد بیداد! نکنه واقعا برای بنده خدا ضرر داشته باشه و من بی کله اینطوری براش نسخه پیچیدم. خلاصه با ترس و لرز فشار رو گرفتم و دیدم که فشارش به عدد باور نکردنی 13.5 رسیده. دوباره گرفتم و دیدم که بله درسته. تست نمک دریا برای کنترل فشار خون عمو جانم جواب داد و من با چشم خودم این اثر رو دیدم و ازون به بعد همیشه براش نمک دریا تهیه میکنم که فقط ازون نمک استفاده کنه.

نکته مهم: تازگیها انواع مارک نمک دریا تو بازار اومده و تو عطاریها فروخته میشه که نمیدونم کدوم اصل و واقعی و کدوم تفلبیه. نمک دریای خالص و طبیعی و به اصطلاح اصل نباید خیلی سفید و درخشان باشه بلکه کمی تیره هست. نمکی که من برای عموی خودم استفاده کردم نمک احیای سلامت بود که از عطاری کنار مطب همین آقای روازاده تو خیابان جمهوری تهران خریدم. این نمک قبلا به اسم سینا بوده که الان با همین اسم سینا نمکهای تقلبی هم تو بازار دیده ام. خلاصه پیدا کردن نمک دریای اصل به نظرم زیاد هم راحت نیست. اینو نوشتم که حواستون جمع باشه یه وقت خدای نکرده اذیت نشید.

عکس زیر دقیقا نمکی هست که من برای عموی خودم استفاده کردم و خودمون هم در منزل بیشتر از یک سال هست که استفاده میکنیم.

نمک دریا

بعدا نوشت: تو وب که میگردیم خیلیها در مذمت نمک دریا گفتن با این توجیه که چون تصفیه شده نیست پس غیر بهداشتیه و نباید استفاده کرد. من ذاتا با این حرفا مخالفم. معتقدم هرچیزی به اون شکلی که خدا در طبیعت قرار داده به سلامت نزدیکتره. هزاران سال بشر از همین نمک موجود در طبیعت استفاده کرده و مشکلی نداشته ولی بشر نسل ما که از نمک کارخانه ای و به اصطلاح تصفیه شده و ید دار استفاده میکنه بیشتر از همه اعصار مشکل قلبی عروقی داره و به طور روزانه شاهدیم که سکته و ایست قلبی و انواع دیگر بیماریها چقدر در سنین پایین رایج شده که هر روز خبرش رو از گوشه و کنار خودمون میشنویم. به هر حال من به تجربه شخصی خودم اعتماد میکنم. همین.


برچسب‌ها: نمک دریا, درمان فشار خون, دکتر روازاده, کنترل فشار خون
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 1:59  توسط گل نرگس  |